میگوینــد: بــاران کــه میزنــد ,
بــوی ” خــاک “بلنــد می شــود…
امــا ,اینجــا بــاران کــه میزنــد ;
بــوی ” خاطــره ” بلنــد میشــود …!

دلــگیر ، زیــر چشــم خدا ، روی ابــرغــم
بی هیــچ ارتبــاط به بــاران نشسته ام
فرقی نمیکنــد چه شبــی چند ساعــت است...
از هر پلی که رد شدم آن را شکسته ام !

باران ببار … ببار که شاید پس از بارش تو به یادش رنگین کمانی در دلم برپا شود !
.

هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم …
می گویند باران رساناست ؛ شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند !
.

ما را در سایت بعد از چندین سال برگشتم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 73